تبليغاتX
گر سوخت مرا جلوه دیدار عجب نیست...
بیا که جای تو شب ها به دامنم خالیست به روی خاک چرا سرنهاده یی ای اشک!؟
آنگاه راهبه برخاست و گفت ای پیر روشن ضمیر با ما از

 ماهیت عقل و عشق سخن بگوی.

پیامبر گفت:

 روح شما اغلب میدان نبردی است که در آن عقل و منطق

 با شوق و عشق در جنگ و ستیزند. کاش می توانستم در میدان روح

 شما میانجی باشم و این رقابت و ناهماهنگی را میان

 قوای قدسی وجودتان به وحدت و آهنگ بدل کنم.

اما چگونه در این کار توفیق خواهم یافت ٬ مگر آنکه شما خود

 در این میانه صلح آفرین باشید و عاشق همه ارکان هستی خویش.

و دریابید که عقل سکان و عشق بادبان کشتی روح شماست.

 اگر سکان یا بادبان کشتی شما بشکند ٬ یا دستخوش امواج و

 تلاطم دریا خواهید شد و یا در وسط اقیانوسی بی حرکت

 بر جای خواهید ماند.

اگر عقل به تنهایی در وجود شما فرمانروا شود ٬ شما را زندان و  زنجیر

خواهد بود ٬ و عشق اگر در سایه عنایت عقل نباشد

 شعله ای است که خود را خاکستر خواهد کرد.

 پس بگذارید که روح شما عقل را تا عرش عشق تعالی بخشد ٬

 تا او نیز بتواند به شادی آواز سر دهد.

و بگذارید روح شما شعله عشق را با عقل هدایت کند تا عشق

 با رستاخیز روزانه اش هر بامداد همچون ققنوس آتش زاد از

خاکستر وجود خویش بال به آسمان کشد.

شایسته آنست که منطق و شوق یا عقل و عشق همچون

 دو مهمان عزیز در خانه شما با هم زندگی کنند.

 بیگمان شما مهمانی  را گرامی تر از مهمان دیگر نخواهید داشت زیرا ٬

 هر کس به یکی از این دو عنایت بیشتر کند ٬ مهر و ایمان هر دو را

 از دست خواهد داد.

هنگامی که در میان تپه ها در سایه سپیدارها می نشینید و

 در فضای امن و آرامش مزارع و چمنزارهای دوردست سهیم میشوید

بگذارید قلب شما در سکوت بگوید که

" خداوند بر سریر عقل نشسته است. "

و هنگامی که طوفان از راه می رسد و بادهای سخت

 جنگل را می لرزاند و رعد و برق از شکوه و عظمت

 آسمان حکایت می کند ٬ بگذارید قلب شما با هیبت و هراس بگوید

 " خداوند در طوفان عشق حرکت می کند. "

و چون شما نیز نسیمی از سپهر خداوندی

 و برگی از جنگل الهی هستید ٬

باید که در عقل ساکن باشید و در شوق حرکت کنید.

 





لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 16:5 توسط ..:: سرگردان ::..

خسرو شکیبایی

           هه! مرا نمی‌شناسد مرگ!

          یا کودک است هنوز، و یا شاعران ساکتند !

          حالا برو ای مرگ، برادر، ای بیم ساده آشنا

          تا تو دوباره باز آیی

          من هم دوباره عاشق خواهم شد! 
          .
          .
          .
          سلام حال همه ما خوبست ولی تو باور مکن!




لينك ثابت نوشته شده در شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 0:15 توسط ..:: سرگردان ::..

فقط حیدر امیرالمومنین است

قدر او گویمت؟ کمر خم کن

فضل او بشمرم؟ ستاره شمار

نقطه تحت باء بسم الله

نور الانوار معدن الاسرار

خاطبوه العلی بالالسن

ام تری فوقه العلی الابصار

ها علی بشر و کیف بشر

ربه فیه اجمل الاظهار

المسمی بحیدر الکرار

ها علی علی حذار حذار

کوه بلند را مانم که سیلاب از ستیغ من ریزان است

و مرغ از پریدن به قله ام گریزان...





لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 3:53 توسط ..:: سرگردان ::..

یا ابا صالح المهدی(عج)

محب منتظر ٬ در انتظار جانکاه محبوب پنهان خویش ٬

امام عصر روحی فداه٬ برای خود مجال فراغت و استراحت نمی یابد

 و همیشه مشتاقانه و بی صبرانه چشمان پر انتظارش

 "چون گوش روزه دار بر الله اکبر است."

       بازآ که در فراق تو چشم امیدوار

                                        چون گوش روزه دار بر الله اکبر است

باشد که یار از گرد راه فرا رسد  و قدوم مبارکش را بر شاه نشین

 چشمان منتظر نهد و منتظر نیز خود را به پای او افکند

 و جان ناچیز خویش را قربانی مقدمش کند.

 بی گمان ٬ منتظر همیشه در این آرزو ٬ خانه دل را ٬

 به جاروب ورع و تقوا ٬ از اغیار می روبد و آن را برای مقدم یار

 فراهم می کند که جز او دل در گرو محبت غیری ننهاده

 و غیر او یاری در جهان نمی بیند.

 همو که مولای متقیان امیرالمومنین(ع) درباره اش می فرمایند:

"المنتظر لامرنا کالمتشحط بدمه فی سبیل الله"

"منتظر امر(فرج) ما ٬ همچون کسی است که

 در راه خدا به خون خویش می غلتد"

      سر فراگوش من آورد و به آواز حزین

                            گفت کای عاشق دیرینه من٬ خوابت هست؟!

سوختگان غم دوری چندین صد ساله آن عزیز ٬

 از آغاز هر هفته هجران روز شماری و ساعت شماری می کنند

 و در هر روز هفته ٬ امامان پاک و صاحبان روزهای هفته را

 به استغاثه می خوانند.

       ز فراق چون ننالم من دل شکسته چون نی؟

                                  که بسوخت بند بندم ز حرارت جدائی

      همه شب ستاره ریزد ز دو چشم بر کنارم

                                 به خیال چشم مستی به هوای روی ماهی

      تو٬ ز اشتباه روزی قدمی به خانه ام نه

                                که دلی رسد به کامی چو کنی تو اشتباهی

چنین عاشق دلباخته ای در سفر و حضر به دنبال یار است.

 باشد که از او سراغی و نشانی یابد و هر جا که امید یافتن او رود

 با چشمان تیز سر می زند.

 در اعتاب مقدس پدران بزرگوارش ٬ در محافل نورانی دوستانش ٬

 در مجالس عزای جد تشنه کام شهیدش ٬ در جشنها و عیدهای مختلف ٬

همه جا و همیشه ٬ به ادب می نشیند

 و سراپا چشم و به تمام جان هوش است تا مگر گل گمگشته

خویش بیابد یا بویی از او به مشام جانش رسد

 تا درود و سلام خدا نثار قدومش کند:

"السلام علیک فی اللیل اذا یغشی و النهار اذا تجلی"

یعنی شب و روز او را و لحظه های حیات او را غرق سلام و درود

 می کند و حتی گاه سلام خود را به ابدیت پیوند داده

 فریاد بر می آورد که:

"علیکم منی جمیعا سلام الله ابدا ما بقیت و بقی اللیل و النهار"

      در گلستان چشمم ز چه رو همیشه باز است؟

                                   به امید آنکه شاید تو به چشم من در آیی





لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 17:46 توسط ..:: سرگردان ::..

سید جواد

من مات من العشق فقد مات شهیدا

        بار غم عشق او را گردون نیارد تحمل

                                چون می تواند کشیدن این پیکر لاغر من

       اول دلم را صفا داد آئینه ام را جلا داد

                                آخر به باد فنا داد عشق تو خاکستر من




لينك ثابت نوشته شده در جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 11:9 توسط ..:: سرگردان ::..

"ما ترددت فی شیء انا فاعله کترددی فی موت عبدی المومن ٬

 انی لاحب لقاءه و یکره الموت فاصرفه عنه و انه لیدعونی

 فاجیبه و انه لیسا لنی فاعطیه و لو لم یکن لی

 فی الدنیا الا واحدا من عبیدی مومن

 لاستغنیت به عن جمیع خلقی

 و لجعلت له من ایمانه انسا

 لا یستوحش الی احد."

"هرگز در چیزی تردید نمی کنم مانند تردیدی که

 در میراندن بنده مومنم دارم.

من مشتاق دیدار او هستم و او از مردن کراهت دارد

 پس مرگ را از او باز می دارم.

 او مرا می خواند پس اجابتش می کنم

 و از من چیزی مسالت می کند به او عطا می نمایم.

 اگر در دنیا کسی نباشد جز یک بنده مومن ٬

 از تمامی مخلوقات کفایت می کند

 و از ایمانش برای او انسی قرار می دهم

 که وحشت او را بردارد."





لينك ثابت نوشته شده در شنبه هشتم تیر 1387ساعت 21:26 توسط ..:: سرگردان ::..

یا فاطمه زهرا(س)




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 3:18 توسط ..:: سرگردان ::..

الله

امام صراط مستقیم است و توسل به امام و مدد از او ٬

 کوتاه کردن راه است و شفاعت آن ها

 باعث حل شدن بسیاری از مشکلات.

اگر اخلاص در عمل و پاک شدن از ناخالصی ها و

 زدودن ریا و تظاهر و نفاق را می خواهیم

 باید به حضرت علی علیه السلام توسل کنیم و مدد بخواهیم.

اگر پاکی و طهارت و عفت در چشم و گوش و زبان و قلب

 را می خواهیم باید به مرکز و محور عصمت الهی

 حضرت صدیقه طاهره (س) پناهنده شویم.

اگر خلق نیکو و حسن معاشرت می خواهیم

 باید از امام حسن علیه السلام بخواهیم که مظهر حسن الهی است.

اگر عشق و محبت دنیا برایمان مانع از عشق و محبت به خداست ٬

 باید از امام حسین علیه السلام مدد بخواهیم.

اگر عبادت و سجده برایمان سخت است

 باید به سیدالساجدین امام زین العابدین علیه السلام پناه ببریم.

اگر علم واقعی می خواهیم

 باید از امام محمدبن علی الباقر علیه السلام مدد بجوییم.

اگر صدق در گفتار و صدق در عمل می خواهیم

 باید از امام صادق علیه السلام کمک بخواهیم.

اگر می خواهیم که بر خشم خود غلبه کنیم و

 جدل با دیگران را در خود بکشیم

 باید از امام کاظم علیه السلام کمک بگیریم.

اگر رضا به قضاء الهی و رضایت از مردمان و رضایت آن ها را بخواهیم

 باید به امام رضا علیه السلام توسل کنیم.

اگر به جود و بخشش خدا محتاجیم و اگر میخواهیم بخشنده باشیم

 به امام جواد علیه السلام توسل کنیم.

اگر احساس سردرگمی و پریشانی می کنیم و

 تشخیص راه حق و باطل برایمان مشکل است

 باید به مظهر هدایت الهی امام هادی علیه السلام پناهنده شویم

 و از او مدد بگیریم.

اگر پیروزی بر لشگر شیطان و لشگر نفس را می خواهیم

 به امام حسن عسکری علیه السلام توسل کنیم.

و حضرت ولی عصر علیه السلام امام وقت و امام حاضر است ٬

 صاحب زمان و مکان است ٬ صاحب ما و صاحب قلب و دل و فکر و

 چشم و زبان ماست و به اعمال ما احاطه تفصیلی دارد و

 چیزی نیست که از علم حضرت به دور باشد.

 باید برای لحظه به لحظه خود از امام زمان مدد بجوییم و

 برای تمام اعمال و رفتار اعضاء و جوارحمان به ایشان توسل کنیم.

باید تمام وجود را به آنان سپرد و دید که

 تنها به مدد آنان راه ٬ رفتنی است.

 





لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 16:33 توسط ..:: سرگردان ::..